اصول ایدئولوژی اسلام ناب
هاجرملّتی(زراعت 85)- انقلاب اسلامي يك انقلاب بنيادين و فراگيراست. زيرا از يك سو داراي ايدئولوژي بوده و در تمامي عرصههاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، صاحب نظريه و طرح بوده و از سوي ديگر تمامي اجزاء ضروري يك انقلاب پايدار يعني رهبري توانا، ارتباط عميق با توده مردم، انگيزه براي براندازي رژيم گذشته و قدرت خلق نظام سياسي تازه (ایدئولوژی جایگزین) با همه نهادهاي مرتبط با آن را در خود داشته است.به همين دليل انقلاب توانست به سرعت، سرفصلي از تاريخ تحولات ايران، منطقه و جهان قرار گيرد و تمامي روشها، هنجارها و مفاهيم رايج در مناسبات بينالمللي را تحتالشعاع اراده خود قرار دهد. طبعاً چنين انقلابي نميتواند به دور از گزند هجمهها و آسيبهاي آن قرار گيرد.اكنون كه در زمان حاكميت ارزشهاي الهي و اسلامي و حكومت ديني به سر مي بريم بایسته است كه به علل افول و ناكارآمدي تمدن ها در اين مكتب اصيل پرداخته و با نگاه عبرت انگيز به تاريخ اسلام و رهنمودها و تذكرهاي قرآن و عترت خطرات و چالشهاي مسير پيش رو را دقيقا بررسي نموده ودر راه اصلاح آن مجاهدت نمائيم .
من مدرن نیستم
رضاصبور دربندی (ریاضی کاربردی86)- قطعاتاکنون واژه مردن را بارها وبارها شنیده اید. عده ای در اذهان این گونه القا کرده اند که این کلمه دارای بار معنایی مثبتی است. دراین نوشتارسعی برآن است تامعنا ومفهوم کلمه مدرن به عنوان یکی ازاندیشه هایی که به مخالفت جدّي با انديشه ديني – به ويژه مكتب حيات بخش اسلام – برخواسته است، معرفي شود.
فهم درست انديشه ي مدرن براي مؤمنين به مكتب نوراني اسلام ضروري است ، بدون شناخت دقيق ازمدرنيته ، نمي توان در صدد مقابله صحيح با آن برآمده و از انديشه ي اسلامي دفاع كرد.کمونیسم
امین منصوری(ریاضی کاربردی87) - رضا صبور دربندی(ریاضی کاربردی 86)-کمتر کسی هست که نام کمونیسم را نشنیده باشد. ایدئولوژی که روزگاری اتحاد جماهیر شوروی یکی از ابر قدرت های قرن20بر مبنای آن تشکیل شد و به خاطر آن چه جنگ ها(گسترش جنگ جهانی دوم، جنگ سرد، جنگ افغانستان، جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ آنگولا وموزامبیک و...)، چه کشتار ها(مثل کشتار مردم لهستان و...)، چه قحطی ها(مانند قحطی اوکراین، قزاقستان، چین و... که پس از جنگ جهانی دوم به خاطر قانون مالکیت اشتراکی به وجود آمد)، چه صف بندی ها(مانند پیمان ورشو و پیمان ناتو)خیانت ها وترورها و کودتا ها و مناقشه هایی که شوروی و آمریکایی ها و طرف دارانشان به دنیا تحمیل نکردند. در این مقاله سعی داریم به معرفی کمونیسم و دلایل افول آن در جوامعی که گرفتار آن شده اند بپردازیم.
فمینیسم(قسمت دوم)
در شماره قبل به معرفی جنبش فمینیسم پرداختیم حال میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که امروز پس از گذشتبيش از يك قرن از آغاز گسترده جنبش فمينيسم این جنبش چه تٲثیرات مثبت و منفی در جوامع غربی گذاشته است؟
سعى در از بين بردن تبعيضات و ستمهاى نارواى جنسيتى; مشاركتسياسى - اجتماعى زنان; برخوردارى از حق مالكيت و استقلال اقتصادى; دادن اعتماد به نفس به زنان براى حضور در صحنههاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى; ارتقاى سطح علمى، فرهنگى و هنرى زنان، از ويژگيهاى مثبت جنبش فمينيسم ذكر مىشود.
فمینیسم(قسمت اول)
فمينيسم، جريانى است خزنده كه از متن تفكرات فلسفى و ايدئولوژى غرب برخاست و با طرح ايدهها و شعارهاى به ظاهر حق مدارانه درباره زنان، توانست به سرعت در سطح دنيا انتشار يابد و كشورهاى اسلامى را فرا بگيرد.
فمينيسم کلمه ای فرانسوی است و به جنبشى سازمان يافته براى دست يابى به حقوق زنان گفته میشود و همچنین ايدئولوژىايى براى دگرگونى جامعه می باشد که هدف آن، فقط تحقق برابرى اجتماعى زنان نيست، بلكه رؤياى دفع انواع تبعيض و ستم نژادى را در سر مىپروراند. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیشترین تمرکز خود را معطوف به تحدید نابرابریهای جنسيتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده است بدون آنکه خصوصیات اخلاقی،جسمانی،فرهنگی و ... زنان جامعه را در نظر بگیرد ومعتقدندکه حقوق، مزیتها، مقام، و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند.