جنبش سبز شهید می پذیرد
علی اکبر رحمتی ( آمار۸۶)-
نام احمد كارگر نجاتي در شماره 18 كشتهشدگان حوادث پس از انتخابات در سايت مشاركت آمده و حتي نحوه مرگ وي بر اثر ضرب و شتم در بیمارستان و محل دفن او قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 ذكر شده است.
«چند وقتيه حرف از دفن مخفيانه اجساد ميزدن و من باور نميكردم! اما واقعا اين دفن مخفيانه رو به قدري استادانه انجام دادن كه حتي خود من هم نفهميدم كي دفن شدم. اصلا اونقدر كارشون خوب بلد بودن كه نفهميدم كي كشته شدم. عجب دنيائيه اين دنياي بعد از مرگ. همه چي عين قبل از مردنه و اصلا هيچي تغيير نكرده. البته هنوز كسي براي سوال و جواب سراغم نيومده. يا شايد سوال و جواب هم مخفيانه انجام شده كه خودم نفهميدم...»(به نقل از وبلاگ شخصی احمد کارگرنجاتی)
1-برهیچ کس پوشیده نیست که آنچه که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، تلاشی بود برای انقلاب مخملی در ایران و سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی.
2-یکی از ویژگی های بارز انقلاب مخملی نمادسازی و استفاده از نمادهایی است که مردم جامعه از نظر فرهنگی به آن سمپاد هستند.
دو نکته بالا را به خاطر بسپارید.
از همان روزهای نخست پس از انتخابات و آغاز اغتشاشات، آنچه که برای متولیان اغتشاش اهمیت داشت، همراهی توده مردم با این جریان بود. برای تحقق این مهم، تحریک احساسات مردم علیه نظام، از طرق مختلف به عنوان بخش مهمی از عملیات روانی، در دستور کار برنامه ریزان انقلاب مخملی قرار گرفت.
مهم ترین روش دستیابی به این هدف، وانمود کردن کشتار مردم توسط نظام و تبلیغات گسترده و پرحجم در این زمینه بود که علاوه بر آنکه باعث تحریک مردم به نفع جریان برانداز می شد، در هدفی کلان تر سبب لطمه خوردن به مشروعیت نظام نیز می گشت. شایعاتی مانند کشته شدن چند دانشجو در کوی دانشگاه تهران و طراحی سناریوی قتل ندا آقاسلطان( آن هم به شکلی ناشیانه) به خوبی درستی ادعای بالا را نشان می دهد. در این میان آنچه که بیش ازطراحی یک سناریو اهمیت دارد، تبلیغات گسترده برای القای درستی آن شایعه در میان افکار عمومی است.
هر چند همان طور که در بالا به آن اشاره شد، جنبش سبز از ابتدا در پی تضعیف مشروعیت نظام به دلایل واهی مانند کشتن شهروندان خود بود، اما به نظر می رسد که پس از ناکامی انقلاب مخملی در ایران، طرح پروژه ای جدید در راستای تداوم جریان سبز و به تبع آن، تداوم اغتشاشات از طریق تحریک مجدد احساسات مردم، برای بانیان جریان برانداز ضروری می نمود. به خصوص آنکه با نزدیک شدن به مهرماه، این جریان به حمایت دانشجویان از خود و آغاز دور جدیدی از تلاش برای سرنگونی نظام اسلامی بسیار دل بسته بود.
پروژه جدید باید به گونه ای طراحی می شد که بار دیگر جمعیت قابل توجه ای از مردم را با خود همراه کند. چرا که پس از خطبه تاریخی رهبری در 29 خرداد(یک هفته پس از انتخابات) و همچنین برملا شدن چهره واقعی میرحسین، از آن جمعیتی که در روزهای نخست پس از انتخابات با میرحسین همراه بودند، تنها عده ای اغتشاشگر باقی ماندند و دوستداران نظام که به هر دلیلی در انتخابات به موسوی رأی داده بودند، از ادامه همراهی با جریان برانداز خودداری کردند. طراحان براندازی نظام با وجود آنکه در بیانیه ها و سخنرانی های خود، حاضر به پذیرش این موضوع نبودند، اما طراحی پروژه 72 تن سازی نشان دهنده آن است که آنان در پشت پرده و در جلسات خصوصی خود، این موضوع را پذیرفته اند.
پروژه 72 تن سازی، پروژه ای بود که بر اساس آن، تیم رسانه ای جریان برانداز وظیفه داشت که به مردم اینگونه وانمود کند که 72 تن از حامیان جنبش سبز، توسط نظام اسلامی به شهادت(!!) رسیده اند. لذا سایت نوروز(وابسته به حزب مشارکت) و پس از آن، شبکه های مخالف نظام جمهوری اسلامی، مانند شبکه صدای آمریکا(VOA)،BBC فارسی و ... با معرکه گیری در این مورد، ماموریت خود را عملی کرده و لیست 72 نفره ای از به اصطلاح شهدای جنبش سبز منتشر می کنند.
طراحان این پروژه، برای نفوذ جنبش اجتماعی راه سبز امید ( تشکیلات غیرقانونی موسوی) در میان مردم، به ناچار می بایست بر خلاف عقاید خود، به عقیده مردم چنگ می زدند.
انتخاب عدد72 که یادآور72 شهید کربلاست، در راستای پروژه تقدس زایی برای جنبش سبز انجام گرفت. این موضوع به هیچ وجه به آن معنا نیست که طراحان این پروژه عدد 72 و یا شهید را مقدس می دانند بلکه نکته مهم برای آنان این است که از نظر مردم ما، این دو مقدس است و به این دلیل است که آنها را انتخاب کرده اند. همچنان که انتخاب رنگ سبز نیز با همین هدف انجام گرفت.( نکته دوم ابتدای مطلب را دوباره بخوانید)
با آنکه در حوادث پس از انتخابات، تعدادی از مردم بی گناه و همچنین ماموران حفظ امنیت توسط اغتشاشگران به شهادت رسیده اند، اما متاسفانه جنبش سبز با استفاده از قدرت رسانه ای خود در داخل و خارج کشور و سوء استفاده از عدم توجه رسانه ها به شهدای واقعی این جریان، در پی آن بوده و هست که با سوء استفاده از این واژه مقدس نام عده ای اغتشاشگر را شهید بگذارد تا به جای آنکه مردم، جنبش سبز را به دلیل به شهادت رساندن مردم بی گناه و دوستداران نظام، سرزنش کنند؛ به سرزنش نظام و تجلیل از جنبش سبز بپردازند. با توجه به اینکه سران جنبش سبز و اراذل و اوباش همراه با آن، علیه نظام اسلامی شورش کرده اند، آیا استفاده از واژه محارب برای آنان زیبنده تر نیست؟
به هر حال پروژه مذکور اجرا شد؛ اما با توجه به آنکه در بازه های زمانی مختلف، چندین نفر از افراد این لیست( محسن ایمانی، ترانه موسوی،احمد کارگرنجاتی و..)، زنده شده و اعلام موجودیت کرده اند؛ اینگونه به نظر می رسد که منتشرکنندگان این لیست دقت چندانی در جعل آن به خرج نداده اند.