اين سه قطره خون ريخته مي شود و آن چيزي كه آشكارا مشهود است هدف استكبار ستيزي و مقابله با دخالتهاي آمريكا در ايران است. و همين آمريكا ستيزي در اين واقعه است كه اين روز را جاودانه كرده و 16 آذر را با عنوان روز دانشجو در تقويم انقلاب اسلامي ثبت نموده است و بيراه نيست اگر بگوئيم روز دانشجو مترداف با روز امريكا ستيزي است. تكته اي كه مقام معظم رهبري نيز در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به آن اشاره دارند : «از اول انقلاب می‌شد کاری بکنند که 16 آذر اصلا فراموش بشود، چون این‌قدر ما حوادث داشتیم.اما نه، مسئولان کشور و علاقه‌مندان به مسایل کشور، مایل‌اند خاطره‌ی این روز زنده بماند، چرا؟ چون آن روز به خاطر سخن حقی، اتفاقی در دانشگاه افتاد که بعدها، جبهه دژخیمان، به خاطر همان هدفی که جوانان داشتند و هدف والایی هم بود، با آنها مقابله کردند و به کشته شدن سه نفر انجامید. مسئله آن رو جه بود؟ ضدیت با امریکا. حالا چه موقع؟ آن وقتی که سیاست امریکا و دولت امریکا و رژیم امریکا و عناصر اطلاعاتی و نظامی امریکا در تمام شئون این کشور حاکم بودند».

شايد بتوان گفت حادثه 16 آذر اولين حركت جدي جنبش دانشجويي در مقابله با آمريكا و ايستادگي در برابر خفقان بعد از كودتاي آمريكايي 28 مرداد 32 محسوب مي شد كه پس از آن جنبشهاي دانشجويي را در برابر رژيم شاهنشاهي انسجام بيشتري بخشيد، بطوريكه مي توان ميتينگ 30000 نفره سال 1339 دانشجويان در پارك لاله و اعتصاب 4000 نفره در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در بهمن سال 1340 را نيز مواردي در امتداد اين اعتراضات به رژيم وابسته به آمريكاي شاه بحساب آورد.تلاش های جنبش دانشجویی در سال های تاسیس دانشگاه تا دهه 1340با برخورد خشن وسرکوب گرانه رژیم مواجه شدتا جنبش ذاتا رادیکال ،ایده ال طلب وپرانرژی داتشجویی را به طرف موضع گیری قهر آمیز وانقلابی کشاند.

با اينكه برخي بر نفوذ تفكرات كمونيستي بر لايه هاي دانشجويي آن زمان تاكيد دارند اما حضور چشمگير دانشجويان در واقعه 15 خرداد 1342 كه باعث شد دانشگاه تهران به محاصره تانكهاي رژيم درآيد نفوذ روحانيت و بويژه امام خميني (ره) را ئر بين دانشجويان آشكار ساخت .

اما شاه بيت اقدامات جنبشهاي دانشجويي را مي توان در 13 آبان سال 58 و در تسخير  لانه جاسوسي آمريكا در ايران مشاهده كرد كه باعث شد دانشجويان سياستمداران آمريكا دوستِ نفوذ كرده در انقلاب  را از كار بركنار كرده و انقلاب دوم را در ايران رقم زنند.

اكنون پس از گذشت بيش از نيم قرن از واقعه 16 آذر كه آغازگر گفتمان استكبار ستيزي در جنبشهاي دانشجويي بود اينكه يك عده بعنوان دانشجو ، و با تحريك عوامل خارج دانشگاه،  نقطه مقابل حرکت 16 آذر را علم بکنند، و با گرایش به امریکا و مكتب ليبرال دموكراسي و  عناویني مانند آزادي و حقوق بشر (از نوع آمريكايي) سعي در مصادره كردن اين حركت استكبار ستيزانه داشته باشند چگونه قابل پذيرش خواهد بود؟ آن دسته از افراطيوني كه هدفشان از جنبش دانشجويي، تكرار واقعه 18 تير است،( 18 تيری که امريكا و برخي وابستگانش و رسانه‌هاي خبر پراكني را شاد كرد بطوريكه به تصور خود هر لحظه منتظر براندازي نظام بودند)، چه نسبتي با 16 آذر دارند؟