56 سال از آذر 1332 می گذرد. 56 سال از روزی که احمد قندچی ، مصطفی بزرگ نیا و آذر  شریعت رضوی در پیش پای نیکسون قربانی شدند می گذرد اما تاریخ گواه است، که هیچ گاه یاد این 3 تن از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نشده است . در دانشگاه آن روزگار کم نبودند کسانی که همان نیکسون و ایالات متحده – و یا شوروی و منش مارکسیستی  - را   قبله آمال خویش می دانستند. کم  نبودند افرادی که سعادت و خوشبختی خویش و حتی پیشرفت و آبادانی کشور خویش را در سایه حضور کسانی می دانستند که برای منافع استعماری خویش از ریختن هیچ خون پاکی بیم نداشتند. چه پر معناست که امروز یادی از برخی دانشجویان همان دانشگاه که عمری را در سر سپردگی به غرب و شرق گذراندند و در مقابل قبله آمال خویش همه چیز حتی اصالت و فرهنگ خویش را قربانی کردند نمانده است.

 

و مگر راه و رسم تاریخ جز این است؟ برای این سه تن عمری کوتاه کافی بود تا برای همیشه در اذهان زنده بمانند و برای برخی دیگر گذران عمری طولانی در خدمت به غرب و شرق  لیاقت باقی ماندن به عنوان نامی منفور را نیز ایجاد نکرد.

.

.

.

.

دانشجو و هر آنکه نام دانشجو می گیرد میراث دار 16 آذر است. میراث دار خون پاک آنان که ننگ استعمار و بندگی را نپذیرفتند. اگر میراث دارانی شایسته نباشیم ، چه بسا که این " 3 قطره خون " پایمال شود و دوباره فضا برای تنفس سر سپردگان و آنان که کاسه گدایی به سمت اجانب  دارند فراهم شود...

.

.

.

و افسوس که در دهه گذشته بسیار از این دست سر سپردگان در دانشگاهها دیده شدند.

صد افسوس که همانها – در سایه غفلت ما – میراث این روز بزرگ را مصادره کردند و میراث خون پاک قربانیان جهل و استعمار بدست آنان افتاد که برده و مطیع استعمار و زورمداران بودند.

دشوار نیست که امروز، کسانی را که در دهه پیش این نماد مبارزه با استعمار را تصاحب کرده بودند ، امروز در آغوش استعمار گران و زورگویان جهان ببینیم...

.

.

.

و اینک ما میراث داران 16 آذریم. میراث این روز و سایر خونهای پاکی که در این راه ریخته شد ما را بدانجا رساند که استقلال و عزت از دست رفته خویش را بازیافتیم و از این رو بار دینی که آنها برگردن ما دارند سنگین تر شده است.

این انتخاب ماست که در کدامین سو باشیم...