درتمام این سای ها تاپیروزی انقلاب از سازمان صنفی که در مقابل سازمان مارکسیستی تشکیل شد تا انجمن اسلامی آن زمان،هریک به نوعی وبا اهداف مشخص دست به اقدامات مختلفی علیه ظلم وفساد وتبعیض زدند.

تظاهرات دانمشجویان در سال1340در اعتراض به اخراج 15نفر به جرم ارتباط با سازمان جوانان ملی که منجربه مجروح شدن 600نفرشد از یک سو ونقش غیرقابل انکار دانشجویان در قیام 15خرداد 42 از سوی دیگر  نشان دهنده ی بی اثر بودن فشار های ساواک بر گروه های دانشجویی بود.فشارهایی که از سال 35با تاسیس ساواک آغاز وتاپیروزی انفلاب هر روز بر شدت آن اضافه می شد.

در وقایع 15 خرداد 1342، یكی از ویژگی‌های مهم فعالیت دانشجویان آن بود كه آگاهانه وارد عمل شدند. دانشجویان دانشگاه تهران سریعا نسبت به دستگیری امام خمینی واكنش نشان دادند. بعضی از دانشجویان با سخنرانی و تشویق سایرین، اقدام به راه‌پیمایی و تظاهرات در محوطه‌ی دانشگاه كردند و ضمن حمل تراكت بزرگی كه خبر از دستگیری امام خمینی می‌داد، علی‌رغم شروع امتحانات، با سر دادن شعارهای ضد حكومتی در صدد راه‌پیمایی به طرف بازار تهران و حمایت از بازاریان در مبارزه علیه حكومت برآمدند. در ادامه‌ی تظاهرات دانشجویان، نیروهای نظامی، دانشگاه را كاملا محاصره كردند و بسیاری از دانشجویان در خیابان‌های اطراف دانشگاه اجتماع نمودند. البته تعدادی زیادی از دانشجویان كه در مقابل دانشگاه تجمع كرده بودند، توسط پلیس دستگیر شدند.. دانشجویان با تكثیر و توزیع نوار سخنرانی روز عاشورای امام خمینی، فعالیت خود را در كوی دانشگاه گسترش دادند. این امر به حمله‌ی مأموران امنیتی به خوابگاه و دستگیری و زندانی شدن گروهی از دانشجویان منجر شد. آن‌ها با تجمع در مقابل دانشكده‌ی پزشكی و دانشكده‌ی حقوق و سر دادن شعارهایی علیه رژیم، دانشكده‌های مختلف را به تعطیلی كشاندند؛ به طوری كه پلیس به سختی توانست تظاهرات را سركوب كند.

این حرکت واقداماتی نظیر اعتصاب دانشجویان دانشگاه تبریز که بسیاری عامل اصلی آن را مخالفت  با دکتر شهابی رئیس دانشکده فنی که وابستگی شدیدی به نظام داشت ؛عنوان کرده اند ؛نشان دهنده پویایی ،حساسیت و حرکت جنبش دانشجویی ازمارکسیسم به سوی اسلام وتغییر آرمان ها به آرمان های اسلامی بود.

اسناد موجود نشان می‌دهند كه از اوایل دهه‌ی پنجاه، فعالیت دانشجویان در مبارزه با نظام شاهنشاهی،‌ علاوه بر شعارنویسی، تجمع، اعتراض و اعتصاب؛ با حمله مأموران گارد و تحریك كارگران كارخانه‌ها و همچنین كشاندن تظاهرات به خیابان‌های اطراف دانشگاه،‌شكل تازه‌ای به روند مبارزه بخشیدند.
 درسال تحصیلی 1356-1357دانشگاه‌ها محل برگزاری حادترین افشاگری‌ها از طریق برپایی نمایشگاه‌ها، سخنرانی‌ها، كنفرانس‌ها و آموزش‌های سیاسی توده‌ی مردم با اعتماد فوق‌العاده‌ای كه نسبت به رهبری انقلاب،‌امام خمینی در حال شكل گرفتن بود، شدند. در حوادث بعدی انقلاب كه به پیروزی انقلاب منجر شد، دانشجویان همواره حضور فعال داشتند و در واقع رفتار آن‌ها در كنار سایر اقشار مردم باعث برگزاری كنگره‌ی حزب رستاخیز ملت ایران شد. هدف از تشكیل این كنگره از سوی حكومت كه در دی ماه 1356 برگزار شد،‌یافتن راه‌های جلوگیری از ادامه‌ی این حركت‌ها و سركوب دانشجویان بود. یكی از برنامه‌های حزب یافتن راه‌های مبارزه با رواج حجاب در میان دانشجویان بود.
در این دوران دانشجویان ، همسو با مسائل و رخدادهای سیاسی روز، به مبارزه‌ی خود ادامه می‌دادند كه از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
صدور بیانیه و تحصن به مناسبت سالگرد وقایع مختلف از جمله 15 خرداد، برگزاری گسترده‌ی مجالس یادبود ختم برای درگذشت نابهنگام حاج آقا مصطفی خمینی، فرزند ارشد امام در آبان 1356، نشان دادن عكس‌العمل به انتشار مقاله‌ی توهین‌آمیز در مورد امام در روزنامه‌ی اطلاعات به امضای رشیدی مطلق در هفدهم دی ماه 1356، قیام دی ماه قم و 29 بهمن تبریز، نوشتن شعارها به روی دیوارها با مضامین "درود بر امام خمینی"، "مرگ بر شاه" و دیگر مسائل.

دانشجویان خواستار ایجاد دگرگونی‌های بنیادی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیك در نظام حكومتی پهلوی ،مبارزه  استعمارگر سیری‌ناپذیر و دشمن اصلی كشورهای اسلامی یعنی امپریالیسم خارجی و بازگشت به اصول اساسی دین اسلام بودند.ا یجاد مراكز،‌كانون‌ها و كتابخانه‌های اسلامی، تاییدی بود بر خواسته عموم دانشجویان در بازگشت  ارزش های اسلامی .

ایجاد حكومتی پلیسی،‌ایجاد جو خفقان در دانشگاه‌ها،‌تشكیل كانون‌های وابسته به حزب رستاخیز و نخست‌وزیری، دایر كردن كلوپ‌های مختلف تفریحی، دستگیری و زندانی نمودن دانشجویان و استادان توسط رژیم، نه تنها از پویایی مبارزه‌ی دانشجویان نكاست،‌بلكه تنش‌های اجتماعی و مخالفت‌های سازمان‌یافته را پنهان كرد كه در نیتجه،‌این تنش‌های اجتماعی تداوم یافت و تحت رهبری امام به پیروزی انقلاب منجرشد.